عرض حال

جمعه، آذر ۰۵، ۱۳۸۹

la petite fille de la mer


من عاشق این کار ونجلیزم و همیشه با سه تار می زدمش. بالاخره یه گیتاریست پیدا شد (مایک) که با هم بزنیم و یکی دیگه هم پیدا شد (پیمان) که ضبط کنه. دم هر دوشون گرم.

Duet.wma

جستاری تحلیلی بر نقش روسای جمهور ایران پس از انقلاب - بخش اول


این جمله ی کلیشه رو همه مون ان فاکتوریل بار شنیدیم که :«بابا جون خاتمی برای اینا نقش سوپاپ اطمینان رو داشت». اخیراً با شنیدن این جمله تنها چیزی که به ذهنم می رسه اینه که: «خوب، با این حساب می شه گفت ان هم نقش لوبریکنت رو داره».

پ.ن1. «ان» اولی چهاردمین حرف الفبای انگلیسی و «ان» دوم مخفف احمدی نژاد می باشد.
پ.ن2. باور کنید همینم ازش برنمیاد.

چهارشنبه، آبان ۲۶، ۱۳۸۹

پوینت آو ویو

تعطیلی آخر هفته ی گذشته، دو تا از بالش هامون رو بازسازی کردم. یعنی یه پتوی سه لایه داشتیم که خراب شده بود و مجبور شدم بشکافمش و یه تیکه هایی از لایه ی وسطیش رو دربیارم. از طرفی دو تا بالش هم داشتیم که باید گفت دوتاش روی هم قربون یه بالش. خالی خالی بودن. منم بالش ها رو شکافتم و اضافه های پتو رو به دو قسمت مساوی تقسیم کردم و جا دادم توی دو بالش. فهمیدم استعدادهای ناشناخته ای هم در زمینه ی جراحی پیوند پتو به بالش دارم. نتیجه هم عالی شد. البته یه ماهی طول می کشه تا مطمئن بشیم که بالش ها بافت جدید رو می پذیرن یا به عنوان موجود خارجی باهاش برخورد می کنن. راستی روبالشی ها رو هم شسته بودم. به هر حال.
شب که بهار از سر کار برگشت خونه (چون در طول هفته می ره دانشگاه آخر هفته ها می ره سر کار) بهش گفتم بیا با هم رو بالشی ها رو بکشیم روی بالش ها. وسط های کار هی پت و مت بازی در می آوردیم. من هی می گفتم اینجاش قر شده. اون هی می گفت نه. کو؟ این که طوریش نیست. اینجا قر شده عزیز من. این ور. آخرش فهمیدم مشکل زبانی داریم. بهش گفتم نکنه شما به چیزی که فرو رفتگی توش ایجاد شده باشه می گید قر؟ گفت مگه شما به چی می گید؟ گفتم ما به چیزی که برآمدگی داشته باشه. چند ثانیه ساکت به یه جای نامعلوم توی فضا نگاه کرد. بعد برگشت و با قیافه حکیمانه گفت: فهمیدم. ما این ورش وایسادیم، شما اونورش.

اون شب از شدت خنده کار رو نتونستم تموم کنم. موند برای فردا شب.

یکشنبه، آبان ۲۳، ۱۳۸۹

اغراض ما بعد المراجعه

دلیل اصلی (و نه تنها دلیل) هجرت من از بلاگسپات به وردپرس فیلترینگ ناجور بلاگسپات توی ایران (در زمان این هجرت) بود.
دلیل اصلی برگشتن من به این بلاگر این بود که چند دقیقه پیش توی رختخواب در حال غلت زدن یهو به این فکر افتادم که بیش از هشتاد درصد کل چیزایی که من اینجا نوشتم نسخه ی دیگه ای نداره. نکنه با به روز نشدن این وبلاگ کلاً این جا غیرفعال یا حتی حذف بشه! حتماً باید فردا صبح بیام و یه چیزی اینجا پست کنم. اصلاً چرا فقط یه چیزی پست کنم؟ چطوره کلاً برگردم به همین وبلاگ. با اون یکی که خیلی حال نکردم. ولی صبر کم بینم... نکنه تو همین چند ساعت الان تا صبح همه ی مطالب اینجا بشه. من می دونم الان یه کونده ای توی مرکز بلاگسپات نشسته منتظره تا من خوابم بگیره و بلافاصله دکمه های شیفت و دیلیت رو بگیره و عرض حال دات بلاگسپات رو بفرسته به عالم فنا. دارم قیافه اش رو می بینم. فکر کردی من میذارم؟ این دفعه رو کور خوندی عزیزم. این جاش رو دیگه نخونده بودی نه؟
سریع مثل قهرمان های هالیوود از توی رختخواب پریدم بیرون، صورت بهار رو آروم بوسیدم و سریع از اتاق اومدم بیرون و پریدم پشت لپ تاپ. من تند تند تایپ می کردم و تایپ می کردم. شماره های دیجیتال شمارنده معکوسی که جلوی اون مزدور بود مثل یه بمب ساعتی توی سرم بود. در آخرین ثانیه بدون اینکه برگردم متن رو یه مروری بکنم یا حتی وقت اینکه بخوام قلط های املایی رو درست کنم رو داشته باشم، با زدن دکمه ی پابلیش پست حال اون مرتیکه ی (یا زنیکه ی) کونده رو گرفتم. تا چند دقیقه ی دیگه باید صدای آژیرها و بعد سر و کله ی پلیس و بعد هم خبرنگارا پیدا بشه.

پ.ن.1: فکر کنم یه مقداری نوع نوشتنم بعد از این بازگشت ظفرمندانه (بخوانید مفتضحانه) تغییر بکنه. احتمالاً همه جور چیزی بنویسم. از یادداشت ها و خاطرات روزانه، تا ایده های خام و پخته، تا نظریات و نتیجه گیری های شخصی و غیره. در بعضی وبلاگ ها نویسنده بیشتر اینپوت دیتای مغز خودش رو پست می کنه (مثلاً گزیده مطالب از دیگران). بعضی ها بیشتر آوتپوت دیتای مغزشون رو پست می کنن (نتیجه گیری های شخصی-تخیلی شون رو اظهار می کنن). این وبلاگ از این جا به بعد احتمالاً بیشتر بازتاب آبستره ی تمام دیتای مغزی من (اعم از اینپوت دیتا، اینترمدیت دیتا، و آوتپوت دیتا) باشه.


پ.ن.2: احتمالاً این پ.ن.1 آخرین مطلبی باشه که به این درجه از مهمل بافی نائل می شه. سعی نمی کنم، ولی قول می دم.

آب زنید راه را هین که نگار می رسد

جناب آقای عباس پیرنیا

بازگشت ظفرمندانه حضرتعالی را از وردپرس معظمه مکرمه تبریک و تهنیت عرض نموده از خداوند متعال آرزوی سلامتی و توفیق برای شما را مسئلت می نماییم.

جمعی از اهالی محل